شما اینجا هستید: خانه » دسته بندی کتاب ها » روانشناسی »
۱۴۰۰ چهارم شهريور            
 
عنوان کتاب: درس های زندگی
 
نوع کتاب:ترجمه شده
ویرایش شماره 1
شابک: 978-964-8559-16-3
قطع: رقعی
تعداد جلد: 1
تعداد صفحه:120
چاپ شماره اول
وزن:120 گرم
نویسنده: استیون هندل   مترجم: سید محمد علی بهروزی
وضعیت: چاپ شده
قیمت: 400000 ریال
وضعیت:
موجود

 اضافه به سبد خرید

 
توضیحات:
 
بنام خدا
مقدمه مترجم
 
این کتاب شامل شش مقاله در زمینه  خودشکوفائی(self-improvement) انتخاب شده از سری کتاب ها و مقالات استیون هندل روانشناس آمریکائی است که علاوه بر مختصر و مفید بودن موضوعات، هر کدام مستقلاً در برگیرنده اطلاعات ذی قیمتی برای تقویت و به سازی شخصیت، افکار و اندیشه های ما است تا در مواجهه با شرایط دشوار زندگی و اخذ تصمیم و رفتار متناسب و منطقی، از روحیه و اعتماد بنفسی نیرومند برخوردار باشیم، و زندگی آرام و لذت بخشی را تجربه کنیم. 
از مدت ها پیش روانشناسان در جهت سلامت ذهن و روان، نقش خود فرد را در بهبود شرایط روحی روانی و تسلط بر استرس و نگرانی های خود، و پیشگیری از رسیدن به مراحل بحران روانی، به ما معرفی کرده اند. بنابراین ایجاد انگیزه ی تغییر و ارائه رهنمودهای روانشناسانه، می تواند نقشه راه و محرک موثری برای هر شخص خسته و درمانده از رنج ها و معضلات ذهنی و روحی روانی وی باشد. 
خوشبختانه توصیه های خودشکوفائی کلاً بسیار ساده و برای همگان قابل اجرا است، و استیون هندل که مربی متخصص این تکنیک است، در مقالات خود در این کتاب با ارائه ی رهنمودهای مرتبط و بهره مندی از آخرین یافته های علم روانشناسی و به زبانی ساده، مطالب با ارزشی را به ما می آموزد. لازم است بدانیم که توصیه های خودشکوفائی اگر چه ساده و قابل اجرا هستند، اما تمرین و تکرار، ضامن موفقیت و همت و علاقه، موتور محرکه آن ها ست.
هیچ پاداشی لذت بخش تر از آن نیست که شما با رعایت و اجرای توصیه های خودشکوفائی این کتاب، ناگهان متوجه تغییری درخلق و خو و روحیه خود می شوید که تا کنون لذت آن را تجربه نکرده بودید و اینک سبک بال از خفقان بار سنگینی که سال ها بر فضای ذهن و دیدگاه شما حاکم بود، به وجد آمده و به ادامه راه مشتاق می شوید.  
استیون هندل نویسنده مقالات، روانشناس، مربی انگیزشی و خودشکوفائی، وبلاگ نویس روانشناس و مؤلف چند کتاب بوده و بیش از 500 مقاله در باره ی به سازی روحی روانی و موضوعات مرتبط را در وب سایت خود به علاقمندان معرفی کرده است.
www.theemotionmachine.com
 
 
با آرزوی تندرستی همگان
محمدعلی بهروزی تابستان 99
 
 
عناوین درس های زندگی
 
  اهداف بزرگ/ 10
 چگونه با آدم های جدید ملاقات و ارتباط فوری برقرار سازیم؟/27
 دستورالعمل 31 روزه ی بهبود زندگی/ 45
 یک دوره ی فشرده ی خودشکوفائی
 شش جنبه ی یک انسان متعادل/ 74
تصویر کاملی از بهزیستی و آسایش ذهن و جسم.
 نظامنامه ی قدرشناسی / 90
چگونه قدرشناسی را تمرین کنیم و شکرگذار 
هر روز زندگی باشیم.
علم خود تائیدی / 105
چگونه مسیرتان را به سوی خوشبختی و موفقیت
 هموار سازید.
 
 
 
1
 
 اهداف بزرگ
 
فهرست مطالب 
بخش نخست : انتخاب هدف   /10                                                     
یک هدف چیست؟
ارزش های خود را بدانید.  / 11
اهدافتان را دقیقاً مشخص کنید.  / 12
پیگیر مراحل پیشرفت کارتان باشید.  / 14
نقش تعیین ضرب العجل ها  / 15
اهداف چالش برانگیز، اما دست یافتنی انتخاب کنید.  / 17
دیدگاه اهداف چند گانه داشته باشید.  / 17
در یک زمان روی یک هدف بزرگ تمرکز کنید.  / 18
بخش دوم : تلاش در راه هدف  / 19
به خودتان متعهد باشید.
برنامه ای برای اجرای اهداف خود تهیه کنید.  / 20
قدم های کوچک اما در مسیر درست بردارید.  / 21
روی پیشرفت های تدریجی تمرکز کنید.  / 22
الگوهائی برای یادگیری از آن ها پیدا کنید.  / 23
شرایط جدید را بپذیرید.  / 24
توصیه های انگیزه بخش.  / 25
روی آنچه کارآمد است توجه کنید.  / 26
 
 
 
 
بخش نخست : انتخاب هدف
یک هدف چیست؟
یک هدف، هر نوع خواسته ی عینی است که شخص می خواهد در زندگی به آن برسد.
ساختمان اولیه ی هر هدفی، وضعیت موجود و وضعیت مطلوب آینده است.
وضعیت موجود، همان وضعیتی است که شما در حال حاضر در آن قرار دارید و وضعیت مطلوب، جائی است که شما می خواهید بعد از پایان مراحل هدف، به آنجا برسید.
فرض می کنیم هدف شما کم کردن 10 پوند از وزنتان باشد. در این صورت وزن فعلی شما (وضعیت موجود) و وزن منهای10پوند (وضعیت مطلوب آینده) است.
هر هدفی باید به نوعی در این دو بخش اصلی قابل تعریف باشد.
تلاش برای رسیدن به هدف، همیشه فرایند حرکت از یک وضعیت در زندگی، به وضعیت دیگراست. این فرایند شامل همه ی اهداف مختلف می شود، از جمله : سلامتی، شغل، روابط، تعلیم و تربیت، ورزش، سرگرمی یا به طور کلی موفقیت و خوشبختی.
دربخش نخست کتاب، عوامل کلیدی انتخاب هدف، و دربخش دوم، راهکارهای  رسیدن به هدف در دنیای واقعی را به شما معرفی می کنم.
 
ارزش های خود را بدانید.
ما همه دارای صفات و سلوک و چیزهای بخصوصی در زندگی هستیم که ارزش های ما را تعیین می کنند. از جمله : حسن روابط، سلامتی، شغل و حرفه، تفریح و سرگرمی، دارائی های مادی و معنوی و خیلی چیزهای دیگر.
ارزش ها، نقش مهمی در اعمال، تصمیمات و اهداف ما بازی می کنند، آن ها عامل تلاش و حرکت روزانه ی ما بوده و انگیزه بخش زندگی ما هستند. موفقیت و کامیابی ما، در پی واقعیت بخشیدن به ارزش ها و اهداف ما است.
ارزش های زندگی هرکس به خود وی بستگی دارد. ارزش های مشابه، شامل همه نمی شود. بنابراین شناخت ارزش های شخصی، برای ساختن یک روش زندگی کارآمد، خیلی مهم است. 
یکی از اولین و درعین حال ضروری ترین قدم های بهبود زندگی، کشف مهم ترین ارزش های خودمان در زندگی است. فقط زمانی که توانستید خواسته و نیاز خود را به صورت شفاف برای خودتان تعریف کنید، انگیزه ی تلاش برای تحقق آن را پیدا خواهید کرد.
در اینجا یک تمرین 5 دقیقه ای برای کشف مهم ترین ارزش های شما را توضیح می دهم : 
• یک فایل کامپیوتری یا دفتریادداشتی تهیه کرده و عنوان: (مهم ترین ارزش های زندگی من) را در آن بنویسید.
• از خودتان بپرسید: چه چیزی در زندگی من اهمیت دارد؟ برای چه چیزی زنده هستم؟ هر روز صبح به شوق چه چیزی از خواب بیدار می شوم؟ و هر آنچه فوراً به ذهنتان می رسد (بزرگ یا کوچک) زیر عنوان مربوطه تایپ کنید یا بنویسید. این کار بیش از یک دقیقه وقتتان را نمی گیرد.
•  هر یک از ارزش ها را برحسب اهمیتش، شماره گذاری و از شماره 1 به بعد شروع کنید. (دقت زیاد روی ترتیب و توالی خیلی مهم نیست).
•  اینک ارزش ها را به تفکیک رتبه بندی کنید. آیا آن را کامل کرده اید؟ یا هنوز باید روی آن کار کنید؟
•  بر مبنای این ارزشیابی ها، فقط یکی از ارزش ها که خیلی برای شما مهم بوده و باید هنوز روی آن کار کنید، را در نظر بگیرید.   
•  این اطلاعات را باعنوان اصلی:  (خودشکوفائی) بایگانی کنید.
این تمرین خیلی ساده است، اما می تواند شما را از ارزش های واقعی زندگی آگاه ساخته ضمناً بدانید که باید روی کدام ارزش بخصوص تمرکز کنید. 
بازنگری ارزش ها و اهداف، هر از چند ماه با این تمرین، خیلی مفید است. معمولاً براثر مرور زمان، اهداف و معیارهای ارزشی ما ممکن است تغییر کنند. به همین دلیل بازنگری آن ها بعد از مدتی، راه زندگی ما را مشخص تر می سازد.
تحقیقات روانشناسی نشان داده است که هر چه اهداف ما با ارزش های ما منطبق باشند، انگیزه و تحرک بیشتری برای به دست آوردن آن ها پیدا خواهیم کرد. بنابراین، شناخت ارزش ها برای انتخاب اهداف مناسب، کاملاً ضروری است. 
اهدافتان را دقیقاً مشخص کنید.
طریقی که شما اهدافتان را انتخاب می کنید، تفاوت زیادی در پیگیری و موفقیت شما در به دست آوردن آن ها دارد. یک علت عمده ی موفقیت در هدف، به جای کلی گوئی، مشخص بودن هر چه بیشتر و تعریف و روشنی از آن است . مثلاً در یک مطالعه اخیر که در (Plos One) منتشر شد، دریافتند، اشخاص افسرده، اهداف خود را به صورت کلی و انتزاعی توضیح می دهند. روانشناسان علت را عدم انگیزه آن ها در به دست آوردن اهداف می دانند. 
مردم بیشتر در رسیدن به هدفی که کاملاً روشن و شفاف تعریف شده باشد، خیلی هیجان زده و مشتاق می شوند، تا اهدافی کلی یا مبهم. برای این که اگر شما بتوانید هدفتان را روشن و شفاف توضیح دهید، ایده ی بهتری برای رفتار متناسب رسیدن به آن هدف پیدا خواهید کرد.
تعریف اهداف کلی و مبهم، مثل :
• می خواهم خوشحال باشم.
• می خواهم موفق باشم.
• می خواهم بهتر باشم.
چنین اهدافی البته به ظاهر بد نیستند، اما مشکل عمده، نامشخص بودن ایده و چگونگی رفتاری است که ما را حقیقتاً به این اهداف می رساند.
اگر هدف شما فقط: "می خواهم خوشحال باشم" است، پس به توضیحات بیشتری نیاز دارید. مثلاً: معنی خوشحالی برای شما چیست؟ به نظر شما یک آدم خوشحال چگونه باید باشد؟ یک آدم خوشحال چه کارهائی در روز باید انجام دهد؟ 
تا آنجا که ممکن است هدفتان را روشن و آشکار تعریف کنید، در این صورت معمولاً تصویر روشنی از کارهائی که باید انجام دهید، در پیش رو خواهید داشت.
به چند نمونه اهداف روشن و شفاف توجه کنید:
• من می خواهم رکورد زمان مسابقه دو 10 کیلومتر محلی را بشکنم.
• می خواهم هر روز صبح یک ساعت پیانو تمرین کنم.
• می خواهم هر ماه 100 دلار به صلیب سرخ کمک کنم.
این اهداف، به دلیل این که کارهای بخصوصی که باید برای رسیدن به آن ها انجام دهیم را به ما معرفی می کنند، خیلی مفیدتر هستند. هر چه اهدافتان مشخص تر باشند، بهتر است. سعی کنید از کلمات سوالی: (چه کسی؟ چه چیزی؟ چه موقع؟ و چرا؟) برای توضیح و مشخص کردن دقیق اهدافتان، استفاده کنید.
حتماً نباید فقط به یک جمله در باره توضیح هدفتان بسنده کنید. شما می توانید حتی برنامه ریزی مراحل رسیدن به هدف را به صورت کامل نیز بنویسید.  
این کار ساده ی نوشتن اهداف با ذکر جزئیات، بسیاری از استرس ها و       نا امیدی های داشتن اهداف مبهم، را کاهش می دهد.
در پایان روز اگر ایده روشنی از مسیری که باید در زندگی طی کنید، نداشته باشید، قطعاً نمی توانید به سرزمین های جدیدی سفر کنید. 
خیلی مهم است بدانید که آیا حقیقتاً دارید در جهت دستیابی به اهدافتان پیش میروید یا نه؟
پیگیر مراحل پیشرفت کارتان باشید.
پیدا کردن روشی برای پیگیری مراحل پیشرفت کارتان: برای این که بدانید آیا حقیقتاً دارید درجهت دستیابی به اهدفتان پیش می روید یا نه، خیلی مهم است.
دو راه اصلی برای این کار وجود دارد.
1- از شماره ها و اندازه گیری ها استفاده کنید.
ارزیابی میزان پیشرفت بر مبنای کاهش زمان. 
فرض کنیم شما مسافت یک مایل را در ژانویه در مدت 9 دقیقه می دویدید، اینک در ماه آوریل، همین فاصله را می توانید در مدت 7 دقیقه و30 ثانیه بدوید. این تفاوت کاهش زمان، نشانه ای بسیار قوی از پیشرفت سرعت سه ماهه ی شما است. 
مثال دیگر، ارزیابی فروش یا درآمد در امر تجارت است که وضعیت پیشرفت بنگاه تجاری را مشخص می کند.
با استفاده از اندازه گیری های مشابه، می توانید کارآمدی و هم چنین کاستی های مراحل پیشرفت را پیدا کنید. اگر از نتایج کارتان پیشرفتی حاصل نشده است، می توانید تغییرات لازم را تا حصول نتیجه مطلوب، اعمال کنید.
2- بررسی کلی افکار و احساسات
این نوع پیشرفت را البته نمی شود با اعداد و ارقام تعریف کرد، اما می توانید تغییرات افکار و احساسات خود را ملاک پیشرفت قرار بدهید. مثلاً اندازه گیری سلامتی یک رابطه یا یک ازدواج، خیلی دشوار است، اما می توانید با یادداشت هائی در دفتر یادداشت، از چگونگی تغییرات افکار و احساسات خود بنویسید.
آیا خوشحال تر هستید؟ احساس رضایت بیشتری می کنید؟ از کنار هم بودن بیشتر ازگذشته لذت می برید؟ این پیشرفت ها بهتر است به صورت احساسی بررسی شوند نه کمیتی.
احتمالاً پیگیری پیشرفت بیشتر اهداف را می توان با هر دو روش اندازه گیری کرد.
حداقل شما همیشه می توانید مدت زمان مصرف شده برای رسیدن به یک هدف بخصوص را که به نوبه ی خود بسیار با ارزش است، اندازه گیری کنید. یا اگر هدف شما آموزش مراقبه است، مدت ساعات تمرین هفتگی را بررسی کنید، و اگر می خواهید بهبود روابط خودتان را با دیگری ارزیابی کنید، اوقاتی که هر دو با هم بوده اید را حساب کنید.
پیدا کردن راه های قابل اعتماد برای اندازه گیری پیشرفت، بسیار سودمند است از طرفی ضبط اطلاعات کمی و کیفی، به هر شکل ممکن، برای تمرکز و سازماندهی ذهنی شما بسیار اهمیت دارد.
نقش تعیین ضرب العجل ها
برای خیلی ها تعیین ضرب العجل، می تواند بهترین راه متعهد ماندن به اهدافشان باشد. وقتی ما تاریخ بخصوصی برای یک هدف تعیین می کنیم، در اجرای مراحل آن و در مدت تعیین شده، انگیزه ی بیشتری خواهیم داشت. ضرب العجل ها مخصوصاً وقتی مؤثر هستند که نرسیدن به آن ها به نتایجی قطعی مثل گرفتن نمره کم در امتحانات یا اخراج از محل کار، نیانجامد.
یک ضرب العجل می تواند مثل فانوس دریائی در آینده عمل کند و به شما انگیزه ی لازم به ادامه تا پایان مسیر را بدهد. خیلی از مردم وقتی تحت فشار تاریخی معین برای انجام کاری باشند، بهتر عمل می کنند. 
درعین حال باید توجه داشت که بعضی ضرب العجل هامی توانند نتیجه ی معکوس روی ما داشته باشند. مثلاً فرض کنیم هدف شما کم کردن 10 پوند از وزنتان در یک ماه بوده. و اینک که مدت یک ماه رو به پایان است، می بینید به هدفتان نمی رسید. این عدم موفقیت، بعضی ها را به جای شکیبائی و تلاش بیشتر، نا امید کرده، هدف خود را رها می کنند. 
وقتی ضرب العجلی را تعیین می کنید، حتماً احتمال اشتباه برنامه ریزی شده را در نظر بگیرید. ما معمولاً زمان مورد نیاز برای کامل کردن یک هدف را دست کم می گیریم.
اما از طرفی دیگر چه اتفاقی می افتد اگر شما در زمان ضرب العجل تعیین شده، به هدفتان برسید؟ ممکن است به خودتان اطمینان بدهید که هر وقت بخواهید می توانید از وزنتان را کم کنید، در نتیجه به عادت گذشته اضافه وزن خود برگردید. مشکل بعضی ضرب العجل ها اینست که خیلی ها روی کوتاه مدت آن تمرکز می کنند و از ایده ی لزوم تغییرات در دراز مدت غافل می شوند.
برای بعضی ها ضرب العجل ها در بعضی شرایط، ایده آل هستند، اما نه برای همه. مثلاً اگر شما کسی هستید که تحت تأثیر محرک های خارجی قرار نمی گیرید، بنابراین ضرب العجل ها ممکن است نتوانند کاری برایتان بکنند.
اگر ضرب العجلی را تعیین کردید و نتوانستید به آن برسید، زیاد به خودتان سخت نگیرید.
درتعیین ضرب العجل ها واقع گرا باشید، اما درعین حال بپذیرید که هیچکس کامل نیست و گاهی اوقات پیش بینی زمان مورد نیاز برای به دست آوردن هدفی ( مخصوصاً اگر قبلاً تجربه نکرده باشیم) حقیقتاً دشوار است.
اهداف چالش برانگیز اما دست یافتنی انتخاب کنید.
اهداف وقتی در یک تعادل هم پایه چالش برانگیز، اما دست یافتنی قرار بگیرند، مؤثرتر هستند. اگر اهداف شما خیلی چالش برانگیز اما تحقق ناپذیر باشند، به احتمال زیاد درمانده و نا امید خواهید شد. باید نیازتان را مدیریت کرده و اهداف حقیقی انتخاب کنید. مثلاً یکی از نشانه های عمده ی کمال گرائی، انتخاب اهدافی بلندپروازانه و دست نیافتنی است. محدودیت های زندگی بسیارند و ما باید در برابر آن ها انعطاف پذیر بوده و آن ها را بپذیریم. شما بی نهایت نیرومند و باهوش نیستید و نباید هم از خودتان انتظار داشته باشید یک شبه بتوانید دنیا را تغییر دهید.
از طرفی، اگر اهداف شما خیلی ساده بوده و به اندازه کافی چالش برانگیز نباشند، هرگز به محدودیت ها و توانمندی های واقعی خودتان پی نخواهید برد. باید جایگاهی که در آن قرار دارید را بپذیرید، اما درعین حال راهی هم برای گذر از محدودیت ها پیدا کنید. گاهی اوقات از حاشیه ی امن خود خارج شوید تا سرزمین های جدیدی را در زندگی کشف کنید.
از خودتان بپرسید :
•  آیا من بیش از حد یا کمتر از آن از خودم انتظار دارم؟
• چگونه می توانم اهدافم را طوری تنظیم کنم که قابل اجرا بوده، ضمناً انگیزه ی حرکت من به جلو باشند؟
اهداف شما مثل حیوان دست آموزی هستند که به افسار بسته است. بگذارید شما را به جلو ببرند اما وقتی ملاحظه کردید که خارج از مسیر حرکت می کنند، فوراً افسار آن ها را بکشید و تحت کنترل خود در بیاورید. 
دیدگاه اهدافی چند گانه داشته باشید.
وقتی سعی می کنید از پشت اهدافتان، تصویر بزرگ تر را ببینید، کارهای روزانه تان معنا و مفهوم فوق العاده ای پیدا می کنند. یک راه آن دیدگاه اهدافی چندگانه است. با این دیدگاه وقتی هدف بخصوصی را انتخاب می کنیم، ارزش های دیگری که هم زمان با این هدف به زندگی ما افزوده می شوند را نیز شناسائی می کنیم.
مثلاً، هدف ورزش کردن می تواند دیدگاهی چند منظوره به شرح زیر تلقی شود:
•  ارزش اول : بهبود سلامتی و بهزیستی فیزیکی
• ارزش دوم : ایجاد اعتماد و عزت نفس
• ارزش سوم : طول عمر بیشتر و زمان و انرژی بیشتر برای سپری کردن با دوستان و خانواده
این تنها یک نمونه از انتخاب هدف و مشاهده ی تصویر بزرگ تر از پشت هدف است. هر چه ارزش های بیشتری را به دنبال یک هدف بخصوص شناسائی کنید، برای به دست آوردن آن هدف، تحرک و انگیزه ی بیشتری پیدا خواهید کرد.
بنابراین به جای نگاه یک بعدی به یک هدف بخصوص، سعی کنید ابعاد چندگانه ی ارزش های آن هدف را نیز بشناسید.
راه دیگرمشاهده ی تصویر بزرگ تر ازپشت اهداف شما، فکرکردن به پاداش های درازمدت در پی تغییرات کوچک در زندگی است.
اهداف کوچک درطول زمان می توانند با هم جمع شوند، بنابراین شروع شما با هدفی کوچک، می تواند نهایتاً به هدفی خیلی بزرگ تر تبدیل شود.
دیدن تصویر بزرگ تر از پشت اهداف، مثل نگاه کردن از موقعیت فعلی که در آن  قرار دارید، به دورنمائی در آینده است.
در یک زمان روی یک هدف بزرگ تمرکز کنید.
خیلی از ما اهداف مختلفی در زندگی داریم، اما تمرکز روی یک هدف بزرگ در یک زمان خیلی مهم است. 
اگر شما تلاش کنید درمدت زمان کم،  تغییرات فوری در خود ایجاد کنید، به احتمال زیاد خیلی موفق نخواهید شد. بنابراین بهتر است قبل از شروع آماده شدن برای گسترش جنبه های دیگر زندگی، همه نیروی فکری خود را روی یک جنبه ی بخصوص متمرکز کنید. تحقیقات روانشناسی نشان داده که نیروی اراده و خود انظباطی ما توان محدودی دارند. یعنی وقتی یک بار از آن ها برای به دست آوردن هدفی استفاده کردیم، تقریباً دیگر غیرممکن است بلافاصله از تمام نیروی آن ها در به دست آوردن هدفی دیگر، استفاده کنیم. در واقع میزان انرژی شما برای مصرف روزانه، تا قبل از سوختن آن و احساس خستگی است.
به هرحال سعی کنید در یک زمان روی یک هدف بزرگ تمرکز کرده و زمانی که آن هدف محقق شد، سپس توان فیزیکی و ذهنی خود را روی هدف دیگری به کار ببرید.
بخش دوم : تلاش در راه هدف
به خودتان متعهد باشید.
وقتی تصمیم می گیرید تا در زندگی تغییراتی انجام دهید، باید برای تحقق آن به خودتان اطمینان بدهید که تمام سعی و تلاش و وقت خود را صرف آن خواهید کرد. اولین قدم دست یابی به هدف، صرف زمان 5 تا 10 دقیقه نوشتن یک تعهد نامه با خودتان است که به آن (حکم ماموریت) نیز می گویند.    
حکم ماموریت شما یک متن کوتاه یک تا دو سطری بوده و در آن هدف و راه های رسیدن به هدف، به روشنی توضیح داده می شود. مثلاً اگر هدف من پیدا کردن یک دوست خوب است، متن حکم ماموریت آن می تواند چیزی به شرح زیر باشد:
"ماموریت من بیشتر از منزل خارج شدن، اجتماعی بودن و ملاقات آدم های جدید است تا دوست خوبم را در بین آن ها پیدا کنم" 
تعهد نامه خود را با احساساتی که از روی شوق رسیدن به هدف دارید، بنویسید. همین کار ساده، فوراً علاقه ی شما به هدف را حقیقی و ملموس تر می کند که برای شروع حرکت به جلو، گزینه ی مفیدی است.
(حکم ماموریت)، ذهن شما را وادار می سازد تا بیشتر متوجه هدف و راه های رسیدن به آن بشود. بنابراین در تنظیم آن شوق و علاقه و توانائی های خود را در نظر بگیرید.
اگر بتوانید حکم ماموریت نوشته خود را برای مراجعه مکرر و تجدید انگیزه، در جای امن و قابل دسترسی، نگهدارید.
برنامه ای برای اجرای اهداف خود تهیه کنید.
نوشتن در باره اهداف شما، بهترین راه آمادگی ذهنی برای فکر کردن به راه های عملی رسیدن به آن ها است. از نیازهای ضروری قدم به قدم خود برای تغییر از (وضعیت موجود) به (وضعیت مطلوب آینده) فهرستی تهیه نمائید.
راهنمائی های زیر به شما کمک می کند:
1. درکامپیوتر فایل وورد (word) بسازید یا دفتر یادداشتی تهیه کنید.
2. عنوان آن را : (نقشه کامل کردن ........در جای خالی هدف خود را بنویسید) انتخاب کنید. 
3. بخشی با عنوان (وضعیت موجود) تهیه و 3 تا 5 سطر از وضعیت فعلی با توجه به هدفتان، بنویسید.
4. بخش دیگری با عنوان (موقعیت آینده) تهیه و در اینجا نیز 3 تا 5 سطر راجع به وضعیت آینده بعد از رسیدن به هدف را بنویسید.
5 . بخش سوم را با عنوان (نقطه عطف) تهیه کنید و 5 تا 7 نقطه را که در مسیر هدف لازم است طی کنید، نام ببرید.
6 . بخش چهارم را با عنوان (عمل) انتخاب کرده و سه حرکت کوچک اما مهم که روزانه می توانید برای نقاط عطف تعیین شده انجام دهید را مشخص کنید.
7. این فایل اطلاعاتی را با عنوان کلی (خودشکوفائی) در جای مطمئنی بایگانی کنید.
این تمرین ایده ی روشنی از آنچه که برای رسیدن به هدف نیاز دارید و همین طور کارهای بخصوصی که از امروز می توانید شروع کنید، به شما خواهد داد. 
نتیجه ی مطالعه ی منتشرشده درژورنال شخصیت وروانشناسی اجتماعی نشان می دهدکه درست بعد از آن که نقشه راه رسیدن به هدف را مشخص کرده و مخصوصاً آن را نوشتید، قسمت عمده ی استرس و نگرانی احتمال شکست و ناکامی شما از بین می رود.
این پدیده را گاهی اوقات اثر زایگارنیک می گویند، و آن تمایل ذهنی ما به فکر کردن دائمی در باره ی اهدافی است که هنوز کامل نکرده ایم. بنابراین صرف زمان 15 تا 20 دقیقه نوشتن نقشه ای برای اهداف آینده، حقیقتاً خیلی مفید است. شاید اهدافی دارید که فعلاً پیگیر آن ها نیستید، اما به هرحال نوشته شدن  آن ها می تواند در زمان آمادگی برای پیگیری، شروع مؤثری باشد.
من در زندگی اهداف زیادی دارم که هنوز پیگیر آن ها نبوده ام. اما قبلاً نقشه هائی از آن ها تهیه و بایگانی کرده ام که درست بعد از تصمیم به اجرای آن ها در شرایط مناسب، طبق نقشه عمل خواهم کرد. و این بهترین وسیله ی پیگیری ایده های دراز مدت من است. 
قدم های کوچک اما در مسیر درست بردارید.
همیشه شروع هرکاری خیلی سخت تر از ادامه آن است. انگیزش ها و اهداف ما نیز همین طور هستند.
سخت ترین بخش ایجاد تغییر در زندگی، شروع آن است. اما جالب اینکه وقتی آن را شروع کردید، به صورت طبیعی خودش سرعت می گیرد و تنها عواملی که باقی می مانند، زمان و شکیبائی شما است.
برای شروع یک هدف، نیازی به زمان زیاد ندارید، گاهی اوقات 5 تا 10 دقیقه تنها زمان مورد نیاز شما برای حرکتی جدید و مثبت می باشد. 
•  از تمرین قبلی، یکی از کار های کوچک را انتخاب کنید. 
•  از همین امروز آن را شروع کنید. 
•  خودتان را برای پیروزی کوچکی که به دست آوردید، تشویق کنید.
•  این انگیزه و احساسات خوب را فردا نیز ادامه دهید.
خیلی ساده است؟ بله خیلی ساده است. به هرحال برای به حرکت در آوردن چرخ ها، عمل لازم است. زیاد در باره اش فکر نکنید. خیلی هم به خودتان سخت نگیرید. فقط توانمندی های خودتان را بشناسید و به آن ها عمل کنید.
روی پیشرفت های تدریجی تمرکز کنید.
به محض برداشتن اولین قدم کوچک به سوی هدف، اینک همه چیز به مقاومت و پیشرفت های تدریجی شما بستگی دارد.
مسلماً شما که نمی توانید درست بعد از هر شروعی، فوراً کار شگفت انگیزی انجام دهید. ابتدا باید کار را از جائی شروع کرد و مهم تر این که به آن ادامه داد.
موفقیت در هرچیزی یک فرایندخطی نیست، بلکه با بسیاری از نشیب و فرازهای کوچک، فرایندی پویا و دینامیک همراه است. بعضی روزها بهتر و گاهی ممکن است بدتر از روزهای دیگر باشد، اما شما باید همیشه آینده را در نظر بگیرید.
پیروزی های کوچک را در هر روز قدر بدانید. حتی اگر در کار بخصوصی علیرغم چند بار تلاش باز هم موفق نشده اید، آن را یک درس تجربی برای موفقیت درآینده دانسته و شکست را به عنوان بخش ضروری رشد و شکوفائی خود بپذیرید. 
شکست ها درنهایت ازشما شخص مقاومی می سازند، برای این که ثابت می کنند شما جرأت روبرو شدن با محدودیت ها را داشته اید. من گاهی اوقات فقط برای این که مردم را با شکست ها آشنا کنم، مخصوصاً آن ها را تشویق می کنم تا کارهائی را که احتمال شکست در آن وجود دارد شروع کنند و هم چنین ببینند که مواجه شدن با شکست همیشه هم مأیوس کننده نیست. شکست های کوچک و کم خطر، اتفاقاً خیلی هم مفید هستند.
شاید گاهی اوقات موقتاً احساس ناراحتی، خستگی یا حتی عصبانیت کرده، یا به طور کلی بخواهید کنار بکشید و از ادامه کار منصرف بشوید، اما اگر بتوانید دورنمای آینده و دراز مدت را در ذهنتان حفظ کنید، به راحتی می توانید این ناراحتی ها و نومیدی های موقتی را مدیریت کنید.
هر کسی که با موانعی بزرگ روبرو می شود، احتمال عقب نشینی و انصراف از ادامه مسیر برایش وجود دارد. مسئله اختلاف بین آدم هائی است که موانع را بخشی از فرایند خیلی بزرگ تر می بینند، و کسانی که در آن ها خرد شده و کنار می کشند. 
الگوهائی برای یادگیری از آن ها پیدا کنید.
اغلب اوقات کسانی در اطراف شما یا درجهان وجود دارند که قبلاً به هدفی که شما دارید، دست یافته اند.این افراد می توانند منابع اطلاعات شگفت انگیزی برای کمک به رسیدن اهداف شما باشند.
سعی کنید 2 یا 3 نفر الگوی مناسب با نوع هدف تان را پیدا کنید. تا آن جا که بتوانید اطلاعاتی در باره شان به دست بیاورید. راجع به آن ها مطالعه کنید، مصاحبه هایشان را گوش دهید، اگر به آن ها دسترسی دارید، با خودشان حرف بزنید، از تلاش هایشان در راه هدف شان بپرسید و این که آیا می توانند در مسیر هدف به شما کمک کنند؟
از تجربه دیگران درس یاد گرفتن خیلی آسان تر و کم هزینه تر از تجربه کردن مجدد آن به وسیله خودمان است. وقتتان را صرف بدیهیاتی که به اثبات رسیده، نکنید (reinvent the wheel) بلکه از آن برای سرعت پیشرفت خود استفاده کرده و از تجربیات با ارزش دیگران بهره مند شوید.
پیشنهاد من به شرح زیر است:
1. درکامپیوتر خود با (word) فایلی بسازید.
2. عنوان آن را:  (الگو ها برای هدف..........) تعیین کنید.
3. برای هر الگو، یک بخش جداگانه در نظر بگیرید.
4. روی الگوها تحقیق کنید.
5 . نکته های جالب و آموزنده، ماجراهای الهام بخش، نقل قول، مصاحبه ها، تصاویر و هر چیز دیگری که مورد علاقه شما است را انتخاب کنید.
6 . از هر الگوی فکری یا رفتاری که به نظر شما در پیشرفت آن ها مؤثر بوده، یادداشت برداری کنید.
7. اطلاعات به دست آمده را در فایل : (خودشکوفائی) بایگانی کنید.
این بایگانی، منبع با ارزشی برای تقویت انگیزه و نیروی محرکه ی شما است. سعی کنید به مرور و با کسب تجربه و راهکارهای ارزشمند از افراد الگوی جدید، آن را پر بارتر کنید.
شرایط جدید را بپذیرید.
کسانی که در رسیدن به اهداف خود بیشترین موفقیت ها را داشته اند، اغلب کسانی هستند که همواره در برابر تغییرات، انعطاف پذیر بوده و شرایط جدید را پذیرفته اند. برای این که شما هرچقدر برای یک هدف بخصوص از قبل برنامه ریزی کرده باشید، بازهم علیرغم تصور شما، بندرت همه کارها طبق برنامه پیش می روند. هرگز نمی توان آینده را دقیقاً پیش بینی کرد.
به هرحال اگر شما نسبت به برنامه ریزی رسیدن به هدف خود خیلی پافشاری کنید، به احتمال زیاد قادر نخواهید بود تا در مواجهه با موانع و موقعیت های پیش بینی نشده، واکنش مؤثری نشان دهید.
ممکن است کاری را بارها و بارها تکرار کنید و فقط به یک نتیجه برسید، در حالی که برای رسیدن به نتایجی ایده آل، بهتر است در برنامه ریزی خود انعطاف پذیر بوده و کارهای کاملاً متفاوت و جدیدی انجام دهید. 
راه های زیادی برای موفقیت وجود دارد. هیچ وقت فقط روی یک راه حل هر مشکلی تأکید و تمرکز نکنید و از آموختن و تجربه ی چیزهای جدید، هراسی به دل نداشته باشید. ذهنتان را به روی راه حل های جدید باز بگذارید و در برابر اطلاعات جدید یا مواجه شدن با شرایط غیرقابل پیش بینی، انعطاف پذیر باشید.
توصیه های انگیزه بخش:
وقتی به سوی هدفی تلاش می کنید، ممکن است انگیزه و محرک شما متغییر و در نوسان بشود، از طرفی برای پیشبرد هدفتان، شما باید هر روز به انگیزه مجهز باشید. من چند توصیه به شرح زیر را برای روزهائی که احتمالاً به تجدید انگیزه نیاز پیدا خواهید کرد، به شما معرفی می کنم.
1. از نوارهای صوتی یا تصویری انگیزه بخش استفاده کنید.
2. اوقات تان را با دوستان حقیقی و حامی که بتوانید راجع به هدف تان با آن ها گفتگو کنید، بگذرانید.
3. درصورت امکان، نقل قول های انگیزه بخش را درمحل کار و در معرض دید خود نصب نمائید. 
4. قبل از شروع کاری دشوار و استرس زا، چند جمله ی مثبت را با خودتان تکرار کنید.
5 . به کارهای مثبتی که قبلاً به پایان رسانده اید، فکر کنید.
6 . زمان وقفه های استراحتی و تجدید قوا را بشناسید.
7. به فیلم های مورد علاقه یا شوهای تلویزیونی الهام بخش نگاه کنید.
8 . حتی الامکان یک مسافرت کوتاه بروید و محیط تان را تغییر دهید تا خلق و خوی تان باز شود.
9. ورزش کنید و تغذیه ی سالم داشته باشید. به بدن و تناسب اندام خود بپردازید.
10. برای حفظ توان و آرامش خود، از اخبار ناراحت کننده، شایعات و مشاجرات لفظی، حتی الامکان فاصله بگیرید.
این توصیه های ساده، درحالی که پیگیر اهداف خود هستید، برای افزایش انگیزش روزانه و تقویت نیروی اراده ی شما، مؤثر هستند.  
روی آنچه کارآمد است توجه کنید.
کلید نهائی موفقیت درهرهدفی، پیدا کردن راه حل های مفید و کارآمد و حذف ناکارآمدی ها و غیرضرورها است. البته این کار در تئوری ساده است، اما درعمل به زمان، شکیبائی و فداکاری نیاز دارد. باید دائماً چیزهای جدید را تجربه کرده و روی نتایج به دست آمده تمرکز کرد و در صورت لزوم تغییرات کوچکی در برنامه ی از قبل تعیین شده، داد.
با گذشت روزها، هفته ها، ماه ها و سال ها، پیشرفت شما بیشتر و بیشتر شده و قابل توجه خواهد بود. مسلماً وقتی کسی که 10 سال تجربه در کاری را دارد، به مراتب از کسی که همان کار را دیروز شروع کرده، با تجربه تر و استادتر است. وی از آگاهی و تجربه ی کافی برخوردار بوده و طعم شکست و پیروزی های متعدد را چشیده است.
در پایان، زمان و تلاشی که شما برای رسیدن به هدف اختصاص می دهید، تعیین کننده عمده  نتایج و تجربیات با ارزش شما خواهند بود.
هرگز از تلاش باز نایستید.

 
کتاب های هم ره
 
عنوان کتاب: علم خود شکوفایی
علم خود شکوفایی قیمت: 500000 ریال
وضعیت: موجود
 اضافه به سبد خرید
توضیحات بیشتر
عنوان کتاب: میانبری به موفقیت
میانبری به موفقیت قیمت: 400000 ریال
وضعیت: موجود
 اضافه به سبد خرید
توضیحات بیشتر
عنوان کتاب: راهکارهای غلبه بر پشت گوش اندازی
راهکارهای غلبه بر پشت گوش اندازی قیمت: 390000 ریال
وضعیت: موجود
 اضافه به سبد خرید
توضیحات بیشتر
عنوان کتاب: مهارت های نرم زندگی
مهارت های نرم زندگی قیمت: 190000 ریال
وضعیت: موجود
 اضافه به سبد خرید
توضیحات بیشتر
 
نظرات و پیشنهادات
 

نام و نام خانوادگی
ایمیل
نظر شما